چه زمانی از SWOT استفاده کنیم؟
موارد اصلی کاربرد تحلیل SWOT این 3 مورد میباشند:
در ابتدای طراحی کمپینهای بازاریابی
اتخاذ سیاستهای کاری متفاوت در کسب و کارتان
کشف موقعیتهای مناسب برای اعمال تغییرات در شرکت
2 نکته در تحلیل SWOT
1) آندرو چارژ، مدیر عامل شرکت Money Crashers در این باره میگوید:
اشتباه اکثر مدیران این است که روند چنین تحلیلی را نادیده میگیرند و به یک حساب سرانگشتی و ذهنی راضی میشوند. اما هر کسب و کاری نیازمند دقیقترین نوع تحلیل SWOT میباشد.
2) «شاون والش» مدیر و مالک شرکت Paradigm Computer Consulting اعتقاد دارد که تحلیل SWOT باید به صورت تیمی صورت گیرد:
بهتر است که علاوه بر رئیس شرکت و مدیران بازاریابی، دیگر کارمندان شرکت نیز درگیر فرآیند تحلیل SWOT باشند و آنها نیز در شناسایی فرصتها، تهدیدها و نقاط قوت و ضعف شرکت، سهمی داشته باشند. به نوعی تحلیل SWOT کسب و کارتان را به صورت تیمی انجام بدهید.
همواره ماتریس swot چهار نوع استراتژی WO، WT، ST و SO به شما می دهد.
استراتژی های محافظه کارانه (WO): در این استراتژی هدف این است که از مزیت های موجود در فرصت ها برای جبران نقاط ضعف استفاده شود.
استراتژی های تدافعی (WT): هدف از این استراتژی، کم کردن نقاط ضعف داخلی و پرهیز از تهدیدات ناشی از محیط خارجی است. معمولا در چنین شرایطی سازمان در وضعیت مخاطره آمیز قرار دارد می توانیم از روش انحلال، واگذاری کاهش عملیات، پیوستن به شرکت های دیگر از این بحران عبور کند.
استراتژی های تهاجمی (SO): در این استراتژی، سازمان با تکیه بر قوت های داخلیف بیشترین بهره را از فرصت های خارجی می برد. به همین دلیل بیشتر سازمان ها تمایل دارند در این موقعیت قرار بگیرند.
استراتژی های رقابتی (ST): در این موقعیت هدف سازمان این است که روش هایی استفاده شود تا با استفاده از نقاط قوت داخلی از تاثیر منفی تهدیدات خارجی جلوگیری شود و حتی سعی شود تهدیدات را از بین بروند.
المانهای آنالیز SWOT
معمولا برای تحلیل SWOT، جدولی 4 ستونه و 4 ردیفه درست میکنیم؛ سپس نقاط ضعف و قدرت، و فرصت ها و تهدیدها را در برابر هم (جهت مقایسه) قرار میدهیم.
معمولا تهدیدهای خارجی و نقاط ضعف داخلی شرکت را رو به روی هم قرار نمیدهیم؛ هرچند ممکن است گاهی نیاز باشد تا آنها را کنار هم داشته باشیم تا مثلا بتوانیم از تمام خطرات جدی شرکت، یکجا آگاه شویم و بتوانیم برای آن راهکار بیندیشیم (این موضوع در مورد نقاط قوت و فرصتهای شرکت نیز صادق است).
وقتی که از همهی ریسک های کسب و کارتان مطلع شدید، میتوانید تصمیم بگیرید که آیا:
نقاط ضعف داخلی کسب و کارم را برطرف کنم؟
یا فعلا قید آن بخش از بازار را که تهدیداتی برایم دارد بزنم و بگذارم برای وقتی دیگر که آمادگی مقابله با آن را دارم.
