مدیریت راهبردی (استرراتژیک)و مکاتب آن
مدیریت راهبردی (استرراتژیک)و مکاتب آن :دردو دهه ی اخیر نگرشی تازه ای در قلمرو ی مدیریت مطرح شده است که جایگزین تدبیری نسبتا قدیمی تحت عنوان طرح ریزی استراتژیک گردیده و در موضوعات درسی دانشگاهی نیز جایگزین موضوع سیاست بازرگانی شده است .
این نگرش در تمام حوزه های وظیفه ای سازمان ها نسبتا بزرگ در حوزه مدیریت منابع انسانی کابرد موثر پیدا کرده است .
به لحاظ اینکه سعی شده است این تدبیر مطرح گردد لازم است:
به سیر تحولات فکری آن مختصرا اشاره شود تا دانش پژوهان دانشگاهی و مدیران علاقه مند به مقوله مدیریت استراتژی تا حدی به فرایند تکامل این نگرش آشنایی پیدا نمایند .
لازم به ذکر است که در مورد مفهوم استراتژی ، طرحریزی استراتژی و بلاخره مدیریت استراتژیک و کاربرد این تدابیر در اداره امور سازمان های تولیدی و خدماتی اتفاق نظر وجود ندارد .
صاحبنظران این مفاهیم و کاربرد آن را بر مبنای نتایج تحقیقات و تجربیات خود درسازمان های بزرگ کسب و کار به نوعی متفاوت ارائه نموده اند.
وای تینگتن ادعا کرده است که تا سال 1993 میلادی سی و هفت کتاب تحت عنوان مدیریت استراتژیک منتشر گردیده
که اکثرا دارای محتوای مشابهی هستند ولی علی رغم این هم زبانی ها ، هنوز این مقوله چارچوب پذیرفته شده ای پیدا نکرده است .
میتوان ادعا نمود که وجود صد ها کتاب مدیریت استراتژیک در سال 2000 هنوز این تفاوت نگرش کاملا جشمگیر است.
در بررسی سیر تکاملات مفهوم مدیریت استراتژیک لازم است جستجو را از شناخت مفهوم واژه استراتژی آغاز نمود .
سازمان ها میبایست در جهت پیاده سازی سیستم مدیریت استراتژیک از شرکت های مشاور معتبر در جهت مشاوره مدیریت استراتژیک کمک بگیرند
کلمه استراتژی که قدمتی تاریخی از یونان و رم قدیم دارد به هنر جنگ اطلاق شده است و عبارت است از اعمال تدابیری سرنوشت ساز به منظور کسب برتری و شکست دشمن .
در مفهوم جزیی تر آن استراتژی عبارت است ازهنر ، حیله و نیرنگ و تدابیری که با هدف فریب دادن دشمن به کار گرفته می شود .
از سوی دیگر واژه استراتژی از کلمه لاتین استراتوس ریشه گرفته است که به معنی رهبری است .
تعبیر مفاهیم فوق در حوزه سازمان های کسب و کار این تعریف را به ذهن متبادر میکند
که رییس یا تصمیم گیران اصلی سازمان به منظور تحقق اهداف و کسب برتری رقابت ، عهده دار طرحریزی حرکت و رهبری سازمان در جهت تحقق اهداف استراتژیک می باشند .
اختلاف نظر در فلسفه و روش شناسی مدیریت استراتژیک عمدتا در دو گروه مشخص مطرح است:
1-مکاتب تجویزی که تبیین استراتژی را از طریق تحلیل عقلانی توصیه می کند
و عناوینی نظیر مکتب پیش تدبیری ،انتخاب استراتژیک ، رویکرد تحلیلی،رویکرد پی شساخته و نظیر اینها به خود اختصاص داده است .
2- مکاتب توصیفی که تبیین استراتژی را از طریق فرایند غیر رسمی ، گام به گام و تجربی انطباقی توصیه می کند در این نگرش استراتژی طرحریزی نمی شود بلکه خلق می شود .
نویسندگان و صاحبنظران در مورد اعتبار هر یک از مکاتب فوق مطالب موافق و مخالف متعدد ارائه نموده اند .
از جمله متونی که طرحریزی استراتژیک را عمدتا به علت سرعت تغییرات محیطی و عدم امکان پیش بینی آینده زیر سوال قرارداد داده کتاب معروف صعود و سقوط طرحریزی استراتژی نوشته هنری میتنزبرگ است.
در نهایت میتوان گفت اخذ ایزو و استاندارد های بین المللی و اجرای مدیریت استراتژی در سازمان ها امری مهم و ضروری در جهت پیش برد اهداف سازمان ها میباشد .
02177942240-77959675
در مسیر موفقیت با ما همراه باشید.
Instagram :@Aryangostarco
