سندرم سیستم کاست سازمانی
سندرم سیستم کاست سازمانی را می توانید در متن زیر مطالعه بفرمایید:
“به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود:مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری…!”
جان ماکسول
فرهنگ لغات، واژهی کاست را معادل قبیله، صنف، طبقه و نژاد معرفی و در قالب مفاهیم زیر تعریف میکند:
کاست، طبقه ی منفصل، هرگروه یا طبقه ای که دیگران را در سلک خود نپذیرد و برافراد خود مقررات سختی تحمیل کند، نظام اجتماعی برپایه ی تمایزات طبقاتی که از اصل و نسب و ثروت و غیره سرچشمه می گیرد، هریک از دسته جاتی که دارای ویژگی هایی هستند.
ضرب المثل
“خون،خون را مي کِشد!”
در اينجا مصداق نگاه قومي قبيله اي است …
تقسیم هرموار یک جامعه
سیستم کاست به مفهوم تقسیم هرموار یک جامعه به گروههای اجتماعی متفاوت است،طبقه اجتماعی به بخشی از اعضای جامعه گفته میشود که “از نظر ارزشهای مشترک، حیثیت، فعالیتهای اجتماعی، میزان ثروت و متعلقات شخصی دیگر و نیز آداب معاشرت، از بخشهای دیگر جامعه تفاوت داشته باشند” برابر این تعریف، کاست معنی و تعریف دیگری دارد؛ کاست به نظام قشربندی اجتماعی اطلاق میشود که در آن، افراد نمیتوانند از سطحی اجتماعی به سطحی دیگر، آزادانه، بروند.
تفاوت کاست و نظام طبقاتی
شخصی که در یک کاست ویژه به دنیا میآید، باید سراسر عمر خود را در همان کاست بگذراند، از آنجا که ورود میان کاستهای گوناگون ممنوع است، هیچ راهی برای انسان وجود ندارد که از کاست تعیین شده خود پا فراتر بگذارد. توافقی عمومی وجود دارد که نظام طبقاتی در برابر نظام کاست، نظام بازتری است؛ زیرا در نظام طبقاتی، با انتقال فرد از یک طبقه به طبقه دیگر، به وسیله حکومت، دین یا فرهنگ مخالفت نمیشود حرکت صعودی، سخت کوشی و نزدیک شدن به عضو طبقات بالاتر، در نظام طبقاتی امکانپذیر است در حالی که در نظام کاستی چنین کاری غیر ممکن است.
نظام طبقاتی و یا کاست نوعی نظام اجتماعی است که در ساختارهای سازمانی نیز دیده میشود. در این نظام مزایای اجتماعی بر اساس نقشهای انتسابی توزیع میشود. در نظام کاسْت، افراد عضو در رتبههای مختلف، حق گذر به رتبههای دیگر را ندارند و باید شرایط ویژهای را در رفتار و اعمال خود و رابطه با اعضای رتبههای دیگر رعایت کنند،کاست، انتسابسالاری است و ضدّ شایستهسالاری است،برپایهٔ گزارش یونیسف و دیدبان حقوق_بشر ، سیستم کاست ۲۵۰ میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده است.
کاست در سازمان
برخی سازمان ها نیز دارای ساختار و نظامی غیر رسمی و در سایه هستند که مبتنی بر جنبه های خاص جایگاه اجتماعی یا حرفهای افراد شکل گرفته است، چیزی که غالب افراد از آن مطلع اما از صحبت در خصوص آن امتناع می ورزند.
نیازهای شخصی
نظام های کاست معمولاً مرز و حد و حدودی غیر رسمی و نامرئی به وجود می آورند، که موجب تقویت نفاق و جناح گرایی شده، و هزینه مرتفع ساختن نیازهای شخصی و اجتماعی و سیاسی آنها بر سازمان و رده های پایین سازمان تحمیل می شود.
راهکار مبارزه با کاست
آتش كاست، قوم گرایی و تبعیض نژادی، فقط با اجرای افکار دانشمندان، صدور اطلاعیه های جهانی حقوق بشر و قطعنامه های بین المللی خاموش نمیشود، بلکه بر اساس واقعیتها و الگوهای تاریخی، راه نجات بشر از آسیبهای نژادپرستی، زنده ساختن مفاهیم اخلاقی، ارزشی و انسانی است و راه مبارزه با تبعیض، احیای هویت اصل انسانی و فطری، در قالب دین و خدا باوری است.
سخن اخر
مبارزه کاست و ضدنژادپرستی نمیتواند از طریق موعظه صرفاً اومانیستی پیش برود، چه این موعظه سکولار باشد چه دینی:ما به مبارزهای سیاسی برای تغییر شکل ساختارهایی که شرایط را برای ظهور کاست و نژادپرستی فراهم میکنند و از آن شرایط برای بازتولید خود استفاده میکنند نیازمندیم.
جهت مشاور ایزو در هر لحظه کارکنان فنی و کارشناس شرکت آریان گستر پاسخگوی شما می باشند،لذا همین حالا با ما تماس حاصل فرمایید.
02177942240-77959675
مشاوره استراتژی با آریان گستر
در مسیر موفقیت با ما همراه باشید.
