داستان های آموزشی مدیریتی(عبادتگاه)

داستان های آموزشی مدیریتی(عبادتگاه)

می گویند از سه سنگ تراش پرسیدند،چه می کنی:

اولی گفت:

سنگ می تراشم تا خرج زن و بچه ام را درآورم.

دومی در حالیکه مشغول تیشه زدن بود گفت:هنرنمایی می کنم.من بهتر از هر سنگ تراش دیگر در این سرزمین سنگ می تراشم.

و سومی در حالی که نور امید در چشمانش می درخشید سرش را بالا کرد و گفت:عبادتگاه می سازم.

نتیجه گیری راهبردی:

سنگ تراش سوم،بی گمان مدیر واقعی است.سنگ تراش اول می داند از کارش چه توقعی دارد و سعی می کند آن توقع را برآورد،پس آماده است وارد یک معادله منصفانه شود:یک روز کار در برابر یک روز دستمزد،اما مدیر نیست و هرگز نخواهد شد.

 

ایراد کار

مشکل،سنگ تراش دوم است،استادی و مهارت در کار لازم است و باید بگوییم اگر سازمانی از کارکنانش توقع انجام کار ماهرانه نداشته باشد،فاسد می شود،اما همیشه این خطر هست که کارگر واقعی یا متخصص واقعی تصور کند که کاری انجام می دهد کارستان،در حالیکه مثلا سنگی را صیقل می دهد یا به کاری حاشیه ای و پیش پا افتاده مشغول است.

در سازمان می بایست:

در سازمان،باید به استادی و هنرمندی بها داد،اما استادی و هنرمندی همیشه باید به نیاز مجموعه پاسخ دهد .

در سازمان خود ساز و کاری تعبیه کنید که هر کس به سهم و نقش خود در تولید فرآورده ها و خدمات بنگاه آگاه باشد.

پیتر دراکر

به گفته ی پیتردراکر،یکی از مشهورترین نظریه پردازان، مدیریت را در این چند کلمه تعریف میکند:
وظایف،مسئولیت ها و اعمال

برای مشاوره ایزو و بحث های مدیریت سازمانی در کار خود با کارشناسان آریان گستر تماس حاصل فرمایید.

02177942240-77959675

در مسیر موفقیت با ما همراه باشید.

شرکت آریان گستر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخذ ایزو گواهینامه ایزو گواهینامه CE آموزش ایزو