انواع مساله و تصمیم گیری

انواع مساله و تصمیم گیری

انواع مساله و تصمیم گیری

انواع مساله و تصمیم گیری :اطلاعات اساس تصمیم گیري است و جنبه اي از سازماندهی که فرآیند جریان اطلاعات  را شرح می دهد

مورد توجه بسیار قرار می گیرد.
به نظر استینر جریان اطلاعات همانند جریان خون براي حیات و سلامت هر واحد لازم است.
یک دستورالعمل خوب براي اخذ تصمیم از 90 درصد اطلاعات و 10 درصد الهام و بینش تشکیل می شود.
وضعیت هاي مختلف تصمیم گیري نیازمند بکارگیري روش هاي مختلفی در اخذ تصمیم است.
تمایز قائل شدن میان وضعیت هایی که به تصمیم هاي برنامه ریزي شده نیازمند است با وضعیت هایی

که تصمیم هاي برنامه ریزي نشده لازم دارد، فواید بسیاري دارد.

 

تصمیم هاي برنامه ریزي شده 

تصمیم هایی است که بر حسب عادت و قانون یا رویه اخذ می گردد و براي مسائل ساده و پیچیده به کار می رود.
هر چه تصمیم ها نامنظم تر و جدیدتر و داراي نتایج عمده اي باشد، یا به بیان دیگر پیچیده تر باشد و تعهدات عمده را در بر داشته باشد

به همان نسبت هم تبدیل آنها به شکل برنامه ریزي شده دشوارتر است.
اگر مسئله تکرار شود و عوامل تشکیل دهنده آن را بتوان تحلیل، پیش بینی و تعریف کرد آنگاه چنین مسئله اي را می تواند برنامه ریزي کرد.
تصمیم هاي برنامه ریزي شده تا حدي آزادي مدیر را محدود می سازد زیرا سازمان به  جاي فرد تصمیم می گیرد که چه باید کرد.
تصمیم هاي برنامه ریزي شده وقت مدیر را براي پرداختن به مسائل عمده تر آزاد تر می کند.

 

تصمیم هاي برنامه ریزي نشده 

تصمیم هایی است که با مسائل غیر معمول و منحصر به فرد سر و کار دارد.
اگر مسئله اي به اندازه کافی تکرار نشود که بتوان براي آن خط مشی تعیین کرد یا آن قدر مهم باشد که نیازمند به برخورد خاصی باشد

باید با تصمیم مقتضی و برنامه ریزي نشده اي حل گردد.
مدیر در برابر اکثر مسائل عمده اي که با آن روبروست ناچار به اخذ تصمیم برنامه ریزي نشده است.
خط مشی هاي مکتوب و غیر مکتوب سازمان، موجب تسهیل تصمیم گیري می شود، زیرا بعضی از بدیل ها را حذف یا محدود می کند.
هر چه فرد در سلسله مراتب سازمانی بالاتر رود، بیشتر تصمیم هایی که باید بگیرد برنامه ریزي نشده اند

و داشتن توان اخذ تصمیم هاي برنامه ریزي نشده اهمیت بیشتري می یابد.

 

موقعیت ھای تصمیم گیری

مدیران مؤثر سعی نمی کنند هر مسئله اي را که از طرف زیردستان، مافوق ها و  همکارنشان بدان ها تحمیل می شود حل کنند،
وقت و انرژي خود را براي مسائلی نگه می دارند که واقعاً توان آنان را طلب می کند، درباره مسائل جزئی یا سریع قضاوت می کنند

یا آنها را به زیردستان خود ارجاع می دهند.
مدیران در تعیین چگونگی برخورد با مشکلات، غالباً مسئله را بر روي پیوستاري در نظر می گیرند.
یک طرف آن وضعیت قابل پیش بینی و در طرف دیگر، وضعیتی که پیشی بینی آن بی نهایت مشکل است قرار دارد.
از واژه هاي اطمینان، مخاطره و عدم اطمینان براي شرح وضعیت هاي ثبت شده بر پیوستار استفاده می کنند.

مشاوره ایزو و سیستم های مدیریتی از سیستم ها و استاندارد های اساس برای هر سازمانی با هر زمینه فعالیتی میباشد .

و حداقل ها برای سازمان هاست .

موقعیت ھای تصمیم گیری

1) موقعیت اطمینان:
می دانیم که در آینده چه رخ خواهد داد اطلاعات مورد اطمینان، قابل اندازه گیري و دقیقی براي تصمیم گیري وجود دارد
در این وضع آینده به آسانی قابل پیش بینی است.
2) موقعیت مخاطره:
در وضعیت مخاطره، میزان احتمال هر گونه نتیجه ممکن، معین است به عبارت دیکر اطلاعات کامل موجود نیست و قابلیت پیش بینی کمتر است. 

3) موقعیت عدم اطمینان:
در وضعیت عدم اطمینان میزان احتمال نتایج ممکن، غیر معین و حتی نتایج را نمی دانیم،
به عبارت دیگر اطلاعات ما نسبت به موضوع ناچیز است. 
موقعیت: اغلب توسط یک فکر یا حادثه اي غیر بحرانی جلوه گر می شود و امکان فراتر رفتن از اهداف را فراهم می آورد.
مسئله: از طریق جریانی از داده هاي شفاهی مکرر و مبهم و از انباشتگی حوادث چندگانه آشکار می شود.
بحران: پیش آمدن حادثه اي ناگهانی از قبیل آتش سوزي یا ورشکستگی یکی از صاحبان عمده مواد اولیه و مانند آن است

که به رسیدگی و تصمیم گیري فوري نیازدارد.

حساسیت مدیر نسبت به مسئله یا موقعیت

گوت و تاگیوري متذکر شده اند نوع مسائل و موقعیت هایی را که مدیران براي کار برروي آنها انتخاب می کنند،

تحت تأثیر ارزشها و زمینه هاي قبلی آنان است.
اگر عمدتاً ارزش هاي کارکردي مادي بر مدیر حاکم باشد معمولاً او مایل است درباره مسائل عملی نظیر بازاریابی،

تولید یا سود تصمیم بگیرد،
اگر گرایش تئوریکبیشتري داشته باشد ممکن است به بازدهی بلندمدت سازمان خود علاقه مند باشد،
اگر داراي گرایش سیاسی باشد ممکن است بیشتر مایل به رقابت با سایر سازمان ها یا پیشرفت شخصی خود باشد.

 

حساسیت مدیر نسبت به مسئله یا موقعیت

زمینه تخصصی و مهارت مدیر همچنین بر حساسیت او نسبت به مسائل یا فرصت هایی که فراهم می شود، اثر می گذارد.
حساسیت هاي خاص مدیر نسبت به انواع معین مسائل و فرصت ها، گاهی یک امتیاز است زیرا می تواند از احتمالاتی آگاه شود

که سایرین نادیده می گیرند.
ولی اگر نسبت به سایر مسائل و فرصت ها حساسیت نداشته باشد خود می تواند یک عیب محسوب شود.

جهت مشاوره ایزو 9001 با کارشناسان آریان گستر تماس حاصل فرمایید .

02177942240-77959675

در مسیر موفقیت با ما همراه باشید.

 Instagram :@Aryangostarcoشرکت آریان گستر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.