قفلها برای دزدها تعبیه نمی شوند
اکثریت مطلق ما آدمهای نسبتاً درستکاری هستیم. یعنی، درستکاریم تا زمانی که موقعیتش پیش نیامده باشد. قفلها برای دزدها تعبیه نمیشوند، دزدها بلدند چگونه قفلها را باز کنند، قفلها برای آن هستند که مانع وسوسه اکثریت نسبتاً درستکار ما شوند (برگرفته از کتاب پشت پرده ریاکاری).
مرزهای اخلاق
مهمترین وظیفه یک حاکمیت، تعبیه قفلهای درست برای ممانعت از وسوسه شدن این اکثریت نسبتاً درستکار است اما اگر قفل طوری ساخته شود که هر آینه امکان دستبرد، به ویژه برای گروهی خاص فراهم باشد، دزدی سیستماتیک میشود، چپاول شکل قانونی به خود میگیرد و مرزهای اخلاق، در هم میشکنند و تفاوتی ندارد که فضیلتگرایانه به اخلاق بنگریم یا نتیجهگرا باشیم.
عرصههای مختلف اقتصادی
وقتی یک گروه راه را بر ورود اکثریت مردم به عرصههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ببندند و برای گروه خود امتیازات ویژه در نظر گیرند، بهطور معمول این گروههای ویژه، دست به تدوین یکسری قوانین میزنند که صرفاً تامینکننده منافع خود آنهاست، نقطه آغاز فساد سیستماتیک که به زایل شدن اخلاق فردی و جمعی منتهی میشود، همین نقطه است.
وظایف سنتی و کلاسیک دولتها
غایت اقتصاد آن است که علم باشد و نه الهیات! اما این بدان مفهوم نیست که اقتصاد خود را از ورود به حوزه اخلاق منع کند بلکه با نگاهی به وظایف سنتی و کلاسیک دولتها درمییابیم که فرض اقتصاد مرسوم آن است که بسترهای لازم اجتماعی آماده است و اگر دولت وظایف کلاسیک خود را به خوبی انجام دهد، شرایط کافی رشد و توسعه فراهم خواهد بود تامین امنیت داخلی و خارجی، حفاظت از (تعریف و تضمین) حقوق مالکیت، انتشار پول و تعریف و تضمین استانداردها، چهار وظیفه کلاسیک دولتها هستند.
گروههای انسانی
از یک دیدگاه، رفتارهای گروههای انسانی تحت تاثیر دو گونه عمده ارزشهای بقا و ارزشهای ابراز وجود قرار دارند ارزشهای بقا همواره پیش از ارزشهای ابراز وجود نمود پیدا میکنند که اخلاق نیز در دسته ارزشهای ابراز وجود طبقهبندی میشوند از آنجا که جوامع انسانی ذاتاً بر سر توزیع و تملک منابع تولید شده هم درون و هم برون جامعه با هم رقابت دارند، وقتی تولید ثروت با آهنگ کند رشد کند یا سیاستگذاریها به سمتی پیش روند که توزیع ثروت نابهینه شود، رقابت شکل خشونتآمیزی به خود میگیرد و ارزشهای بقا در اولویت قرار میگیرند.
در نتیجه
نابرابری در دسترسی گروههای مختلف جامعه به منابع ثروت، یا مکانیسمی که تولید ثروت در آن پایین و توزیع آن نابرابر باشد، رقابت خشن، اخلاق جامعه را زایل میکند.
مکانیسم
خروجی چنین مکانیسمی که گروههای کثیری از جامعه را به سمت تلاش برای بقا سوق میدهد، هیولاهایی است از جنس و پوست آدمی، به رنگ و شکل و شمایل آدمی اما از درون تهی و مسخشده اینجا دیگر آن شروط ابتدایی که کارایی اقتصادی را تضمین میکند، وجود ندارد، آدمیان نه بر اساس رهیافتهای بلندمدت عقلایی-اخلاقی، که حسب غریزه بقا روابط خود را تنظیم میکنند. شرافتمندان البته در این بازی، اولین قربانیان هستند و شرافتمندانه زیستن به ابله بودن تعبیر میشود.
جهت مشاوره ایزو 45001 در هر لحظه کارکنان فنی و کارشناس شرکت آریان گستر پاسخگوی شما می باشند،لذا همین حالا با ما تماس حاصل فرمایید.
02177942240-77959675
مشاوره در امر مدیریت ریسک با آریان گستر
در مسیر موفقیت با ما همراه باشید.
