داشتن روح ستایشگر مدیر به درک احساسات مثبت او کمک میکندمدیر باید سعی کند پس از شناسایی احساسات خود، امنیت، شادی، پذیرش، اعتماد به نفس، ارزشمندی، محبت، حقشناسی را جایگزین احساسات منفی و متعارض سازد و این اصل را به کار گیرد که تا «من» نگرش و احساس مثبتی به دیگران نداشته باشم نمیتوانم با آنان رابطه برقرار کنم.
مدیر باید به این اصل اعتقاد داشته باشد که انسانها در شرایط عادی و معمولی احساسات و عواطف خود را به همان شکلی به او منتقل میکنند که مدیر احساسات و عواطفش را به آنان منتقل کرده است.
مدیر باید توانایی بروز یا توقف انتقال عواطف و احساساتش را آن گونه که بهترین نتیجه را بتواند بگیرد داشته باشد (اصل کنترل احساسات و عواطف).
مدیر باید بتواند با بهره گیری از الفاظ، کلمات، جملات، حرکات، ایما و اشاره احساسات و عواطف خود را توصیف کند، به طوری که طرف مقابل عواطف و احساسات مثبت مدیر را به خوبی درک کند. داشتن روحی لطیف و ستایشگر نسبت به انسانها و همه مظاهر خلقت، در تحقق این امر کمک میکند.
با دیگران آن چنان رفتار کنید که مایلید با شما رفتار کنند. انتظار گوش دادن، بررسی مشکل، رفتاری مناسب همراه با کرامت و اغماض، حداقل انتظاری است که در روابط انسانها وجود دارد.
انسان الزاما نمیتواند همه چیز را به همان شکلی که خود میخواهد داشته باشد و یا آن را به هر شکلی که میخواهد تغییر دهد. با رعایت این قانون به جای گریز و فرار از امر ناخواسته بهتر است بگوییم که چگونه میتوان با وضعیت موجود ساخت و با او زندگی کرد و بالاخره چگونه میشود از او چیزی بهتر ساخت؟
جدال و ستیزه حتی درگیری لفظی سبب از دست دادن حرمت، ارزش و احترام هر دو طرف مجادله میشود که به سادگی نمیتوان آن را جبران کرد.
مدیر نباید در هیچ موردی اهمیت و ارزش خود را طوری دستخوش تهدید قرار دهد که ناچار شود برای حفظ آن با طرف مخالف به ستیز برخیزد. زیرا عاقبت الامر وضعی برای هر دو طرف به وجود میآید که عقب نشینی بدون از دست دادن احترام برای هیچ یک میسر نخواهد بود.